بیورزونانس یک شاخه ای از علم فیزیک می باشد که به بیوفیزیک و مبانی کوانتومی فیزیک مدرن ربط پیدا می کند . پایههای این دانش در سالهای ۱۹۰۰ میلادی توسط دانشمندان برجسته ای مانند نیکلای تسلا و لاخووسکی که اشراف کامل به بیوالکتریک ( بیو پتانسیل سلولی ) داشتند ، پایه ریزی شد و توسط دکتر رایف آمریکایی و دکتر فوول ودکتر مورل آلمانی ادامه پیدا کرد. اما اگر از لحاط معنای فیزیکی بخواهیم توضیحاتی بدهیم اینگونه می توان بیان داشت که بر اساس قانون دوبروی فرانسوی تمام اشیا و موجودات دارای ارتعاشاتی هستند که به نام فرکانس طبیعی نام گذاری شده است.

درمان بیورزونانس توسط سه روش به صورت هم زمان ، تحت نظر پزشکان متخصص انجام می گیرد.
روش اول : استفاده از دستگاه های ویژه بیو رزنانس تراپی جهت ارسال فرکانس های درمانی به بدن بیمار . این فرکانس ها از جنس فرکانس های بیوالکترومغناطیس بدن انسان بوده و دامنه طول موج آن ها بسیار کوتاه و ضعیف اما فوق العاده دقیق می باشد.
توسط این ارتعاشات عوامل عفونی از بین برده می شوند و فرکانس طبیعی سلول های اندام ها به آنها بازگردانده می شود. استفاده از این روش بسیار مفید و کارساز می باشد، چرا که عوامل عفونت زا می توانند در جاهایی از بدن قرار گیرند که میزان گردش خون در این مناطق حداقل است ( مانند پروستات و مفاصل ) و چون میزان گردش خون کم می باشد ، لذا دارو هم به میزان حداقل به منطقه بیمارمیرسد
( بدلیل اینکه حمل کننده دارو خون است) حال آنکه توسط دستگاه ، ارتعاشات ارسال شده به صورت مساوی به تمام بدن ارسال میشود و فقط در منطقه ای که آلودگی وجود دارد این ارتعاشات تولید رز نانس میکنند و باعث بهبود میگردند.قابل ذکر است این دستگاهها بصورت بیمارستانی و قابل حمل(پرتابل) بوده و در صورت لزوم می توان از دستگاههای قابل حمل برای بیمارانی که حضورشان در کلینیک ضروری نیست ، استفاده نمود ؛ معمولا مدت زمان سکانس های درمانی حدود ۲ تا ۳ ساعت می باشد.
روش دوم : استفاده از داروهای گیاهی و طبیعی که با تکنولوژی ویژه ای(تکنولوژی نانو) تولید میشوند است . عموماتکنولوژی تولید این داروها آمریکائی و کانادائی بوده و به صورت قرص و کپسول با قابلیت هضم وجذب بالا تولید شده اند و جهت تعدیل ویتامین ها و مواد معدنی بدن بیماران، مورد استفاده قرار می گیرد ؛ همچنین جهت خروج مواد زائد از بدن و پاکسازی روده ها ، کبد و کلیه ها ، از برنامه ای خاص که در طول سالیان متمادی مورد تائید مراکز طب گیاه درمانی بوده بهمراه تجارب پزشکان مربوطه ، استفاده می شود.
روش سوم: استفاده از داروهای همئوپاتی می باشد وهمچنین استفاده از سرم های همئوپاتی که بصورت محلولهای فیزیولوژیکی تزریق و نتایج فوق العاده ای در درمان ایجاد می نماید.
هدف نهائی کلیه مراحل درمانی ارائه شده در کلینیک ، تنظیم یکپارچه کل سیستم بدن بیماران پس از دریافت دوره های درمانی و از بین رفتن کامل بیماری وبازگرداندن سلامتی کامل به عضو یا بافت آسیب دیده می باشد ؛ بعبارت دیگر سیستم های ایمنی ، هورمونی ، گردش خون ، گوارش و غیره کاملا به حالت طبیعی خود باز گردانده می شوند.
نکته حائز اهمیت دیگر این است که در این روش درمان علائم بیماری در مراحل اولیه بعضا تشدید می گردد و یا بیماری های قدیمی تر که به صورت نهفته در بدن باقی مانده بودند، برای مدت کوتاهی علایم ظاهری خود را نشان میدهند. در این وضعیت بیمار نباید نگرانی داشته باشد و نباید به خوردن داروهای دیگری که به تخفیف بروز این علایم کمک میکند ، اقدام شود. دلیل این موضوع به منطق روش درمان برمی گردد ، به زبان ساده تر در زمان درمان، علت اصلی بیماری از اعماق بافتها به بیرون حرکت خواهد کرد و لذا مشاهده علائمی نظیر اگزما (که بعضا روی پوست تبدیل به کهیر میشود) ، اسهال بدون دلیل ، آبریزش بینی که بیانگر خروج سموم به سمت خارج بدن می باشد، به همین دلیل است.
بسیاری از اوقات بیماران تحت درمان در طول درمان از سردرد یا سرگیجه ویا عصبانیت های نسبی شکایت میکنند، که به دلیل مصرف ناکا فی اب در طول شبانه روز میباشد .خوردن آب از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است چرا که در مسیر درمان خروج سموم از فضاهای بین سلولی افزایش پیدا میکند و طبیعتا میزان این سموم در خون زیاد میشود و اگر آب کافی وارد بدن نشود مسلما به کلیه و کبد و مغز فشار وارد میشود پس حتما باید هر یکساعت بطور متوسط یک لیوان آب خورده شود. در اینجا باید خاطر نشان کرد که ایجاد یبوست در بیماران خطر ناک است چرا که روده ها راه اصلی خروج سموم از بدن می باشند و باید مراقبت کرد که به بیمار تحت هیچ شرایطی به یبوست مبتلا نشوند.
عموما طول دوره درمان بیماری ها بر اساس سطح تاثیر عامل بیماریزا در بدن بیماران متفاوت بوده، اما دوره درمان بیماران، بدلیل ماهیت بیماری هایشان ،عمق درگیری بافتها و میزان عفونت و تنوع عامل عفونت زا در قسمتهای مختلف بدن ، نمی تواند کوتاه مدت باشد. به عنوان مثال پس از شروع درمان بیماری هایی که عامل ایجاد آنها انگل می باشد ، با ازبین رفتن انگل ،باکتری ها و ویروسهائی که داخل انگل زندگی می کردند به فضاهای بین سلولی بدن وارد میشوند و در این مرحله بیماران باید تحت درمان این عوامل بیماری زای جدید قرار گیرند. لذا ذهنیت درمان در کوتاه مدت، نمیتواند منطقی باشد.
