دو داستان آموزنده فرار از زندگی و مدیر
دو داستان آموزنده فرار از زندگی و مدیر
داستان کوتاه:مدیرمردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت: «طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»
دو داستان آموزنده فرار از زندگی و مدیر بیشتر بخوانید »










